ايرج افشار

322

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

عموما چهارباغ كهنه مىگويند و امروز ديگر به هيچ‌وجه صورت اوّلى را ندارد و نه‌تنها اين حال مخصوص به آن است بلكه [ 48 ] خود خيابان چهارباغ نيز به همين درد مبتلاست . خيابان چهارباغ امروز ديگر به هيچ‌وجه نهر آب ، حوض مرمر و آبشار ندارد و راهرو وسط بكلّى صاف و هموار شده و ظلّ السلطان امر به خراب كردن تمام حوضها داده و سنگهاى آن را براى ساختمانهاى شخصى خود برده است و از اين كار عجيب‌تر امر جابرانهء اوست در قطع چنارهاى كهنسال عهد صفوى كه تمام رونق خيابان به آنها بوده . حاليه ديگر عدّهء قليلى از چنارها برپاست . قسمت عمدهء آنها را با ارّهء بىانصافى از ريشه درآورده و اخيرا به جاى بعضى از آنها نهال تبريزى كاشته و دربارهء اين قسمتها هم كه عريان شده نى و بوته‌هاى ديگر مىكارند . هنوز مرد روشن‌بين موشكافى پيدا نشده است كه علت حقيقى كينهء ظلّ السلطان را نسبت به آبادى اصفهان و آثار صفويّه و سعى فراوان او را در برانداختن آنها واضح كند و محملى كه مقبول عقل يا اقلا مقرون به منفعت يا صرفهء او باشد براى اين حركت او بياورد . من كه هرچه فكر مىكنم جز سفاهت و خباثت محرّك ديگرى براى آن كشف نمىتوانم كرد ، چنان‌كه پس از بريدن چنارهاى چهارباغ براى سوزاندن مزدى كه براى قطع و حمل‌ونقل اشجار به عمله و حمّال داده چند برابر از قيمت آن وقت هيزم بيشتر شده است . اگر كسى در همين يك نكته غور كند يقين خواهد كرد كه شخص اگر عاقل باشد هرگز زير بار ارتكاب اين چنين ننگى كه صريحا سلب آسايش و تفريح از مردم و برانداختن آثار بزرگان است نخواهد رفت . درحالىكه هيچ‌گونه نفع مادى نيز از آن فراهم نمىآيد و جز زشت‌نامى و لعن و و بال حاصلى ديگر از آن برداشته نخواهد شد . [ 49 ] 13 - پل اللهوردى خان خيابان چهارباغ از طرف جنوب منتهى مىشود به پل بزرگ باشكوهى كه آن را « پل سى و سه چشمه » يا « سى و سه پل » و « پل جلفا » و « پل شاه عباسى » و « پل چهارباغ » و « پل اللهوردى خان » مىنامند . اين پل در وسط راه جلفا به اصفهان واقع